1. ورزش3
  2. www.varzesh3.com
  3. اخبار ورزشی
  4. خبرورزشی
  5. فوتبال 3
  6. varzesh3.com
  7. فوتبال برتر
  8. فوتبال 3
  9. فوتبال ایران
  10. بازی فوتبال
  11. بازی سایت فوتبال
  12. لیگ برتر فوتبال
  13. لیگ برتر
  14. اخبار فوتبال
  15. فوتبال زنده
  16. سایت فوتبال برتر
تبلیغات قزوین | تبلیغات اینترنتی قزوین | آگهی قزوین | نیازمندیهای قزوین | سایت قزوین قزوین دات یو اس akhbar qazvin | site akhbar ostan qazvin
آزمون دکتری آزاد آزمون دکتری دانشگاه آزاد نتایج دکتری منابع دکتری آزمون دکتری 93 ثبت نام دکتری آزمون دکتری آزاد آزمون دکتری 93 اخبار دکتری کارشناسی ارشد آزاد 93
منابع آزمون دکتری 93 منابع دکتری و کارشناسی ارشد - سایت دکتری - سایت آزمون دکتری
ورزشیسرک کشی به همه سال های بسکتبال مهدی کامرانی
منابع کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد و سراسری | آزمون ارشد 93 کشاورزی | اخبار کشاورزی | باغبانی | درختان میوه | جهاد کشاورزی | نظام مهندسی کشاورزی طراحی سایت | ثبت دامنه | ثبت دامین | خرید هاست علوم پزشکی | دانشگاه علوم پزشکی | آزمون علوم پزشکی | سایت علوم پزشکی | سنجش پزشکی
حفاری افقی استان قزوین - حفاری قزوین - حفاری اتوبان - حفاری زیر جاده

سرک کشی به همه سال های بسکتبال مهدی کامرانی

زمان دریافت خبر : سه شنبه ۹ام تیر ۱۳۹۴

لژیونر بسکتبال ایران در گفت و گویی مفصل از وضعیت این رشته، لیگ چین،‌ پتانسیل بسکتبال و روزهای قهرمانی و ناکامی در عرصه بین‌المللی صحبت کرد.

به گزارش ایسنا،‌ مهدی کامرانی یکی از ستاره‌های بی چون و چرای بسکتبال ایران در یک دهه گذشته بوده و در کارنامه ورزشی‌اش همه مدال‌ها و افتخارات را دارد. پلنگ بسکتبال ایران که بدون شک می‌تواند به عنوان یکی از بهترین گارد راس‌های آسیا نام بگیرد این‌روزها به سختی تمرین می‌کند تا برای حضور در تیم ملی و کسب سهمیه المپیک آماده شود. پست یک اول تیم ملی ایران پس از سال‌ها قهرمانی در لیگ ایران بعد از بازی های آسیایی اینچئون برای نخستین بار لژیونر شدن را تجربه کرد و راهی چین شد. در لیگ چین هم درخشید و انقدر فصل خوبی پشت سر گذاشت که حاضر نشد با تمام شدن کارش در لیگ این کشور به تیمی دیگر بپیوندد.

حالا مهدی کامرانی بعد از دو جام جهانی و یک المپیک به دنبال دومین المپیک زندگی‌اش است و در اوج تجربه به سر می‌برد. پس از چند ماه استراحت و دوری از رسانه‌ها در ایسنا حاضر شد و گفت و گویی مفصل انجام داد و سال به سال از بسکتبال کشور صحبت کرد؛ از حواشی که در ووهان چین گریبان گیر تیم ملی شد تا قهرمانی در سال 2013 که آن را همراه با ضایع شدن حقش می‌داند. بهترین گارد راس تیم ملی بسکتبال ایران پس از یک سال حضور در خارج از کشور نگاهی بازتر به بسکتبال دارد و معتقد است ایران در این رشته می‌تواند به سطح اول دنیا برسد. مشروح گفت و گوی ایسنا با مهدی کامرانی را در ادامه می‌خوانید.

*پس از سال‌ها حضور در سطح اول بسکتبال ایران و آسیا از این رشته راضی هستی؟

مهدی کامرانی در ایسنا

بله. خدا را شکر سال‌های زیادی گذشته و افت و خیز زیادی داشتیم اما راضی هستم. مدیون بسکتبال هستم. مدیون باشگاه‌ها و تیم ‌ملی هستم که هزینه کردند تا مهدی کامرانی به این‌جا برسد. البته بدی و نامهربانی زیادی دیدم که برای هر ورزشکاری اتفاق می‌افتد، اما در کل خوب بود و عاشقانه بسکتبال را دنبال می‌کنم. واقعا با عشق به این رشته آمدم. زمانی که آمدم پول و مقام نبود. آسیا و غرب آسیا مقام نداشتیم، اما خدا را شکر خودم را مدیون می‌دانم. مدیون بیت المالی هستم که در ورزش برای من هزینه شد و خیلی خوشحالم که پایم را در ورزش ایران کج نگذاشتم و همیشه سعی کردم درست کار کنم. اعتقاد داشتم به این موضوع که باید حلال وار کار کنم و سرم بالا است که قدم کج بر نداشتم. همه توانم را برای تیم‌هایم گذاشتم.

*زمانی که نسل شما وارد تیم ملی شد فکر می کردی به نسل طلایی تبدیل شوید؟

هیچ وقت نمی‌توان آینده را دید، اما آروز داشتیم که این اتفاق بیفتد. آرزو داشتیم در تیم ‌ملی افتخار کسب کنیم. تشنه مقام بودیم. نسل ما که وارد تیم ‌ملی شد مقامی وجود نداشت و این بازیکنان تشنه مقام و مفوقیت بودند. با یک مربی خوب؛ کسی که به جوانان علاقه داشت، شجاعت داشت و به جوانان میدان داد کارمان را آغاز کردیم. در آن زمان افراد بزرگی در بسکتبال بودند، همچون بهزاد افرادی و سعید تابش نیا و اکنون هم هستند، اما آقای ارمغانی به نسل جوان اعتماد کرد و به ما فرصت داد. او کار بزرگی کرد و نسل جوان را وارد تیم ‌ملی کرد. امروز همه از جوانگرایی می‌گویند، اما شروع جوانگرایی در بسکتبال را سعید ارمغانی انجام داد که من با 18 سال سن را وارد تیم ‌ملی بز‌ر‌گسالان کرد. بازیکن ثابت شدم و تا امروز هستم.

*رقابت با بازیکنان آن زمان تیم ملی که پیشکسوت محسوب می‌شدند سخت نبود؟

سخت بود اما شرایط فرق می‌کرد. تفکر آن نسل به همان اندازه بود. یعنی تفکرشان همان نتایج بود. ما در آن زمان در بسکتبال نتیجه‌ای نداشتیم. البته جسارت نمی‌کنم و شاید اگر بیشتر روی آنها کار می‌شد نتایج بهتری می‌گرفتند. تفکر آن روزها در بسکتبال انفرادی بود. هنوز هم همان بازیکنان که مربی شده‌اند بسکتبال انفرادی را دنبال می‌کنند اما این رشته با کار گروهی است و این تفکر باید تغییر می‌کرد. اگر آنها هم تفکرشان تغییر می‌کرد و کسی با آنها کار می‌کرد که بتواند ذهنیتشان را عوض کند مطمئنا بهتر می‌شدند.

بازیکن 26 و 27 ساله به درد تیم ‌ملی نمی خورد. 16 ، 17 ساله باید وارد تیم ‌ملی شوند. با تجربه‌ها بمانند، حفظ شوند و این بازیکنان 16 ، 17 ساله هم وارد شوند و یاد بگیرند. الان کدام بازیکن جوانان در لیگ‌ برتر بازی کرده؟ فقط بازیکنان هفت الماس بودند که آنها هم شرایط خوبی در لیگ نداشتند. بقیه کجا هستند؟ آن جوانان مستعد مهرام کجا هستند؟ نوید رضایی فر یک ثانیه هم بازی نکرد. او باید بیاید در تیم ‌ملی بز‌ر‌گسالان نه یک بازیکن 27 ساله. فوقش هم نتیجه‌ نگیریم در یک دوره چه اتفاقی می‌افتد؟ ما در پست پنج بازیکن کم داریم، چرا یوسف وند را وارد تیم بز‌ر‌گسالان نکنیم. باید این مستعدها را کنار هم جمع کنیم

*با آمدن نسل طلایی مقام و موفقیت هم بدست آمد. آیا بسکتبال ایران از هر نظر پابه پای این نسل طلایی پیش رفت و رشد داشت؟

به نظر من رشد باید همه جانبه باشد. وقتی بازیکن رشد کند باید امکانات ایجاد شود تا رشد و پیشرفت از هر نظر شکل بگیرد. رشد در بازیکنان بز‌ر‌گسالان و جوانان ایجاد شد، اما بعد از آن متوقف شد که بر می‌گردد به امکانات. یعنی به نظرم بازیکنان رشد کردند اما بسکتبال از هر نظر رشد نکرد.

*قبول داری که بسکتبال ایران از یک جا به بعد متوقف شد؟

توقف را قبول ندارم. باید رو به جلو باشیم اما به این نکته توجه کنیم که کشورهای دیگر هم تلاش می‌کنند. امکانات دارند. بسکتبال ورزش ثانیه‌ها است. بسکتبال ورزش حادثه و ثانیه است. در کره که باختیم و دوم شدیم حریف ما خوشحال بود، چون هم قهرمان شدند و از طرف دیگر ایران بالاخره باخته بود. پس ما متوقف نشدیم، آنها خوب کار کردند.

*به نظرت سقف آرزوهای بسکتبال کوتاه نیست؟

آن زمان که آمدیم سقف آرزوهای ما از نظر تیمی قهرمانی در آسیا بود. شخصا دوست داشتم به مهد بسکتبال جهان برسم، اما تیمی فرق داشت. خواسته‌های ما گام به گام بیشتر شد. در این شرایط باید ببینیم چقدر خواسته‌های تیمی مهم است؟ اول قهرمانی آسیا بود. بعد شد سهمیه المپیک و جا‌م جها‌نی. هدف حضور در این رویداد بزرگ بود. هدف بردن چین بعد از 33 سال بود. چین را در بسکتبال آسیا کنار زدیم. به قدرت بزرگ قاره تبدیل شدیم. آن زمان همه نگاه‌ها به ما بود و همه می گفتند ایران یک تیم دارد که همه را می‌برد. آن زمان خیلی‌ها متوجه شدند حالا ایران باید خودش را به تیم جهانی تبدیل کند. یعنی وارد رقابت با بسکتبال اروپا و جهان شود، اما یک نکته؛ چین سه دهه قهرمان آسیا بود و آن همه امکانات و بازیکن داشت، اما نتوانست در جهان کاری کند، چرا؟ این نشان می‌دهد بسکتبال رشته بسیار دشواری است و فاصله کنونی آسیا با اروپا و آمریکا خیلی زیاد است. آنها علم زیادی دارند و از ما جلوتر هستند. خود ما اکنون از مربی اروپایی استفاده می‌کنیم، چون دانش آنها زیاد است. این که چرا بسکتبال ایران در آسیا ماند دلیلش این است که سطح این رشته در جهان متفاوت است و رسیدن به عرصه جهانی کار آسانی نیست، اما این روزها بحث مقایسه‌ای پیش آمده که به هیچ وجه درست نیست. چطور می‌شود بسکتبال را با یک رشته دیگر مقایسه کرد؟

*دقیقا. موضوع مقایسه والیبال با بسکتبال مطرح است.

والیبالیست‌ها کار بزرگی کردند. افتخار می‌کنیم به تیم والیبال که آنقدر خوب کار می‌کند. عزت و احترامی برای ورزش ایران کسب کردند. بردن آمریکا کار آسانی نیست. کار بزرگی بود. نشان دادند می‌توان با خواستن به قدرت بزرگ تبدیل شد.

*اما بسکتبال خیلی زودتر از والیبال قهرمان آسیا شد، به المپیک و جام جهانی رفت اما در همین اندازه باقی ماند.

والیبالی‌ها کار بزرگی کردند و در این شکی نیست. الان به فو‌تبا‌ل هم توجه نمی‌شود و حرف فقط از والیبال است اما والیبال و بسکتبال قابل مقایسه نیستند. اشتباه است این دو رشته را در قامت مقایسه بگذاریم. از خود والیبالی‌ها درباره بسکتبال بپرسید. یک والیبالیست در حد ملی شاید به دلیل قد و قامت قصد داشته در بسکتبال کار کند، اما به دلیل دشواری بسکتبال به والیبال روی آورده است. در این مورد اگر واقعیت گفته شود مثال هم داریم. خب در بسکتبال برخوردهای زیادی وجود دارد. فشار کار بسیار زیاد است. ما در زمان جوانان با والیبالیست‌ها زندگی می کردیم و اردوهایمان مشترک بود. ورزش والیبال خیلی راحت‌تر است. برخورد فیزیکی ندارد. نکته دیگر این که به نظرم زمان پرورش یک ملی‌پوش والیبال خیلی کوتاه‌تر از بسکتبال است. بسکتبال در کنار مهارت‌های فردی بسیار زیاد، کار گروهی بسیار دشوار و پیچیده‌ای دارد. خب این نشان می‌دهد چقدر بسکتبال شرایطش خاص و دشوار است.

شما تصور کنید هر چند سال یک بار بازیکنی مثل حامد حدادی وارد یک رشته می‌شود؟ به نظرم هر صد سال یک بار بسکتبال یک حامد حدادی با 218 سانتیمتر قد خواهد داشت. پرورش چنین بازیکنانی برای بسکتبال آسان نیست. حامد حدادی به دلیل همین ویژگی کم نظیرش به NBA رفت. در کل می‌خواهم بگویم مقایسه درست نیست. هر ورزش جایگاه خودش را دارد و نباید با رشته دیگری مقایسه شود.

حامد حدادی و مهدی کامرانی

*اما اکنون این مقایسه ایجاد شده و مطمئنا بر روی شما هم تاثیر گذاشته است.

یک مثال می‌زنم و ببینید مقایسه کردن درست است یا نه. بسکتبال به دلیل شرایط خاصی که دارد در جهان بیشتر مورد توجه است. بهترین والیبالیست‌ دنیا چقدر دستمزد می‌گیرد؟ اما بهترین بسکتبالیست دنیا فقط 260 میلیون دلار قرارداد با اسپانسرش دارد. لبرون جیمز، سومین ورزشکار پر درآمد جهان است. اصلا در بین پردرآمدترین‌ها والیبالیستی وجود ندارد. خب من نمی‌خواهم خدشه‌ای به والیبال وارد کنم و هدفم این بود که نباید مقایسه کنیم. اصلا نباید این دو رشته با هم مقایسه شوند. یک نکته دیگر این است که والیبال در کشور ما سهل الوصول است. با یک تور و توپ والیبال انجام می‌شود و هر کسی می‌تواند یک پنجه بزند. یعنی جامعه آماری در اختیار والیبال زیاد است، اما برای بسکتبال امکانات اولیه خاصی نیاز است و به همین دلیل توجه به والیبال بیشتر می‌شود. برای مردم دنیا والیبال ساده‌تر است، چون قوانین ساده‌تری هم دارد. قوانین بسکتبال خیلی دشوار است و همین کار را دشوارتر می‌کند.

*بسکتبال در سال 2008 به المپیک رفت. اگر چین میزبان آن المپیک نبود و تیم بسکتبالش به طور مستقیم در این رقابت‌ها حضور نداشت آیا ایران می‌توانست قهرمان آسیا شود و تک سهمیه المپیک این قاره را بگیرد؟

بله. در آن سالی که قهرمان آسیا شدیم تیم بسیار قدرتمندی بودیم و چین تنها یائو مینگ را نداشت. چینی‌ها میزبان المپیک بودند و در تمام مسابقات با قدرت شرکت می‌کرد‌ند. ما واقعا خوب بودیم. گارد راس چین بین دو نیمه مسابقه به ما تبریک گفت که نشان می‌دهد چقدر خوب بودیم. واقعا همه برای ما دست می‌زدند. تیم ما بسیار قدرتمند بود. تیم آنها بازیکنان اصلی‌اش را داشت و خوب کار کردند، اما واقعا ما بهتر بودیم. در آن مسابقات خواستیم که قهرمان شویم. همه از قهرمانی چین در آسیا خسته شده بودند و ما هم می خواستیم کار را تمام کنیم.

*ما در سال 2006 قهرمان آسیا شدیم و بازیکنی داشتیم که واقعا درخشید. اما نتوانست در المپیک پکن حاضر باشد؛ آیدین. درباره آیدین بگو.

از 12 سالگی با آیدین دوست و هم تیمی بودیم. ما کسی را که از دست می‌دهیم از او تعریف می‌کنیم اما آیدین را می شناختم و دوران خوبی داشتیم. اگر بود مثل صمد رفیق 14 ، 15 ساله بودیم. تاثیرگذاری زیاد داشت. با فیزیکی که داشت شاید الان جایگاه صمد را داشت. برای صمد تکیه گاه بود. آچار فرانسه تیم ‌ملی بود. اگر بود چه می‌شد. دریبل، ریباند، شوت و همه چیز داشت. مهار نشدنی بود. اگر بود از صمد بیشتر امتیاز می گرفت و می‌توانست به NBA برود.

به نظرم بچیروویچ از کار کردن در بسکتبال ایران خسته شده بود. حاشیه زیاد بود. مربی مهرام که شد حواشی‌اش زیادتر شد. مربی سال گذشته باشگاه به شکلی برایش حاشیه ساخت. یک مربی دیگر هم درباره حواشی که برایش ایجاد شد گفته بود. حاشیه‌هایی تیم داشت و تاثیرگذار بود. اشتباه کرد که مربی لیگ برتری شد. با حاشیه و تلخی کارش را ا‌دا‌مه‌ داد. انگار بازیکنان و ایران را دوست نداشت. دل چرکین شده بود

*نسل طلایی با قدرت پیش رفت و به قهرمانی‌های زیادی رسید اما در حساس‌ترین مسابقه در مسیر کسب سهمیه المپیک برابر اردن باخت. باختی تلخ که هنوز هم فراموش نشده‌است. از آن روز بگو.

خب آن اتفاق بر می‌گردد به شرایط آن زمان تیم ‌ملی. شرایط آن موقع زیاد خوب نبود. حواشی زیادی بود. اولین حواشی برای سرمربی بود که بعد از مسابقات آقای مشحون صحبت کرد که مربی با چینی‌ها لابی کرده بود. من هم سال بعد دیدم در باشگاه‌های چینی کار می‌کرد. پنج نفر اصلی اردن دوپینگ کرده بودند، اما چون از دو نفر آزمایش گرفته‌شده‌بود تنها دو نفر دوپینگشان معلوم شد. زید عباس قبل از بازی با ایران با پیچیدگی مچ پا، دست و پنجه نرم می‌کرد و مچ پایش ورم داشت. آن ورمی که من دیدم اجازه کار به بازیکن نمی‌داد، اما او برابر حامد حدادی هر کاری خواست انجام داد. اردنی‌ها کار ناجوانمردانه‌ای کردند. بعد از آن مسابقات بود که سه یا چهار بازیکن اردنی وارد لیگ چین شدند. بلافاصله رفتند چین و بازی کردند. خب این‌ها هدایت شده است. از طرف دیگر بازیکنان ما هم انگار در خواب غفلت بودند.

*مغرور هم بودید؟

مغرور هم می‌شود گفت اما در بسکتبال غرور طبیعی است. اگر غرور نباشد نمی‌توان کار کرد، اما غرور باید درست هدایت شود. باید مهار می‌شد اما نشد. همه چیز دست به دست هم داد تا ببازیم.

*اختلاف بین بازیکنان هم وجود داشت. این را قبول داری؟

اختلاف همیشه وجود دارد. اختلاف بین بازیکنان بود، تاثیر هم گذاشت، اما همیشه بوده است. امسال هم حاشیه داریم. الان مربی نداریم و این خودش یک حاشیه است. نکته مهم این است که هوشیاری تیم ما درباره این موارد کمتر بود. در سال 2011 ایران اعتبار داشت و همه برابر ما با قدرت وارد میدان می‌شدند. همه می دانستند چقدر قدرتمند هستیم و به دنبال یک غفلت بودند. شاید در سال 2006 کسی فکر نمی کرد ایران به یکباره بیاید و همه کاره شود، اما در سال 2011 توجه روی ما زیاد بود و همین حواشی فرصت را در اختیار حریفان گذاشت. ما هم تجربه مهار این موارد را نداشتیم. در سال 2011 همه ما را قهرمان می دانستند و ما همه حریفان را درو کردیم، اما به یکباره اتفاقاتی روی ما تاثیر گذاشت و اردنی‌ها کار را تمام کردند.

*بعد از این رقابت‌ها اصلی ترین دلیل ناکامی اختلاف بین بازیکنان و رفتار‌های مربی و سو استفاده از این اختلاف‌ها مطرح شد. حتی گفته می‌شد که ماتیچ به یک بازیکن می گفته گرم کند چون در بین 5 نفر شروع کننده است اما به یکباره رقیبش یا بازیکنی که با او اختلاف داشته را وارد زمین می‌کرده یا برعکس. این موارد را شنیده بودی؟

بازهم می‌گویم حاشیه همیشه بوده و وجود داشته است. ارسلان بازیکن آرامی بود و کاری با کسی نداشت، با نظم فقط تمرین و بازی می‌کرد. فقط به فکر کار خودش بود. چیزی که من از او دیدم. واقعا بازیکن تاثیرگذاری است و اگر به تیم ‌ملی بیاید کمک خواهد کرد. حالا این موارد که شما مطرح می‌کنید را من در آن زمان ندیدم و بعدها شنیدم. تمام این گفته‌ها برای بعد بازی‌ها بود. حواشی بود و مشکلات داشتیم اما تجربه‌ای شده برای اکنون که ما در مسیر المپیک هستیم و باید از آن استفاده کنیم تا ناکامی آن المپیک و بازی‌های آسیایی اینچئون را جبران کنیم و نشان دهیم بسکتبال هنوز قدرت اول است.

مهدی کامرانی در ایسنا

*تیم ملی ایران بعد از پنجمی در آسیا و زمانی که خیلی‌ها فکر می‌کردند دیگر کارش تمام شده با قدرت برگشت و دوباره قهرمان آسیا شد. از رقابت‌های سال 2013 بگو.

یکی از بهترین تیم‌های ملی ما در سال 2013 بود. همه خوب بودند. می خواستیم یک فضای خوب برای قهرمانی ایجاد شود. تماشاگران خوبی در فیلیپین داشتیم. آمادگی بدنی بسیار بالایی داشتیم. غیرتمدانه کار کردیم. حاشیه ما خیلی کمتر بود و توانستیم موفق شویم اما حاشیه بعد فیلیپین زیاد شد؛ سرمربی حاشیه پیدا کرد و قبل از جا‌م جها‌نی شاهد یکسری موارد بودیم که قبلا ندیده بودم؛ اینکه دلال بیاید سر تمرین‌های تیم ملی. البته بیشتر مربی‌های صرب همین کار را می‌کنند. صرب‌ها همه کاره بسکتبال جهان هستند و کاری نمی‌توان کرد. یعنی این اتفاق‌ها قابل پیش‌بینی است که از طرف صرب‌ها دیده می‌شود. مربیان خارجی می‌آیند و دلالی می‌کنند. در چین هم بود. مربی‌ها با بازیکنان و سرپرست‌ها ارتباط می‌گیرند و دلالی راه می‌اندازند. در لیگ ما هم شاهد برخی از این موارد بودیم. بازیکن خارجی کلا دو، سه هزار دلار در اروپا می‌گرفت در ایران تا 70 هزار دلار دستمزد گرفته است. گریبان یک باشگاه ما هم امسال گرفته شد که مربی خارجی، بازیکنی را با چند برابر قیمت واقعی جذب کرده بود.

*بحثمان در فیلیپین را ادامه بدهیم و بعد به جام جهانی برسیم. قبول داری به حقت در فیلیپین نرسیدی؟ خیلی‌ها اعتقاد داشتند بهترین بازیکن رقابت‌ها بودی یا حداقل می‌شد بهترین پست یک باشی.

من خیلی زحمت کشیدم. از همه بهتر تمرین کردم. آمارم خیلی خوب بود. از همه بهتر بودم. بچیروویچ از من تعریف کرد و گفت بهترین بودم اما به حقم نرسیدم و حقم را پایمال کردند. مصاحبه‌های من علیه هاکوپ خاجیریان نتیجه‌ داد. من از عملکرد دبیر کل کنفدراسیون انتقاد کردم و یک داور ایرانی که با هاکوپ ارتباط داشت تمام اینها را به او منتقل کرد. خودش در آسیا پست گرفت و حق من هم ضایع شد. هاکوپ همه کاره آسیا شده و خودش هر کاری بخواهد انجام می‌دهد. در این سال‌ها چه حرکت خوبی در بسکتبال آسیا انجام شده است؟ غرب آسیا چه شده است؟ داورهای بازی‌ها را می‌چیند. برنامه تغییر می‌دهد. همیشه یک تیم از داوران و ناظران را در بازی‌ها قرار می‌دهد. هیچ کاری انجام نداده و من انتقاد کردم. شما دیدید با آقای جعفریان چه کار کرد. جعفریان مدرس فیبا است. از او خواهش می‌کنند تا کلاس بگذارد. بعد هاکوپ به راحتی جعفریان را حذف کرد و کسی از او حمایت نکرد. من علیه هاکوپ حرف زدم. من به یاد دارم هاکوپ چه توهینی به جعفریان کرد. ما انتقاد کردیم و حالا داریم می‌بینیم که همه گفته‌هایم درست بوده است. بسکتبال کنونی آسیا و غرب آسیا را ببینید. متاسفانه از داخل خودمان حرف‌ها را به هاکوپ منتقل کردند و در فیلیپین زحمت من نادیده گرفته می‌شود. من بعد از آن مسابقات دو پیشنهاد خیلی خوب داشتم. ارزش کار من معلوم بود، اما در مسابقات کسی من را ندید و هیچ کس و حتی رسانه‌ها از من حمایت نکردند که چرا مهدی کامرانی دیده نشد. من حداقل در پست خودم می‌توانستم بهترین باشم. آن فیلیپینی که بهترین پست یک شد نیمکت نشین بود. برای من خیلی مهم بود چون تمرین‌های زیادی کردم. واقعا تلاش کردم اما حقم را خوردند. چرا این کار را با من کردند؟ جوان‌ها چطور انگیزه تلاش داشته باشند؟ چه کسی اکنون می‌گوید در کسب سهمیه المپیک باز هم تلاش کن و کسی حقت را نمی خورد. اکنون چه کسی به من تضمین می‌دهد که کارم نادیده گرفته نشود تا من دوباره انگیزه بالا داشته باشم؟ در فیلیپین حقم پایمال شد و هیچ کسی یک جمله درباره این موضوع حرف نزد. به عنوان یک ایرانی تلاش کردم و باید یک نفر پیگیر کارهای من می‌شد. حتی باید به مسئولان جهانی اعلام می کردیم تا آنها از حق خوری‌ها جلوگیری کنند. برابر این افراد قرار بگیرند تا فضا سالم شود.

*منتظر بودی که به عنوان بهترین انتخاب شوی؟

بچیروویچ خواست جبران کند و به صمد نیکخواه بهرامی پوئن بدهد و از برنامه خودش دور شد و باختیم. احساس من این است چون به عنوان گارد راس خیلی سریع می‌فهمم. شاید خود صمد هم نمی دانست این اتفاق می‌افتد. بچیروویچ می خواست دل صمد را بعد از آن اتفاق‌های قبل از جام جهانی به دست بیاورد. شاید هم دیده بود نتوانسته آن بازیکن را به تیمی بفرستد و حالا می خواست روی صمد بر‌نامه‌ریزی کند

بله منتظر بودم معرفی شوم. از اینکه اوشین و حامد انتخاب شدند خوشحال بودم. هر دو در پست خودشان بهترین بودند اما منتظر بودم برای بهترین پست یک، من را صدا بزنند. کسی آن شیرجه من در بازی با هند را ندید که سر من به زانوی بازیکن هند خورد و نزدیک بود بیهوش شوم! این همه زحمت کشیدم و کسی ندید. موضوع من گذشت، اما برای بازیکنان بعدی این کار را نکنیم تا حق جوان‌هایمان پایمال نشود. حق ایران ضایع نشود و انگیزه‌ها از بین نرود. با این حال خوشحالم که عملکردم را مردم دیده‌اند و به نیکی و خوبی از من یاد می‌کنند و وقتی ما را می‌بینند با رضایت برخورد می‌کنند. من فقط دینم را ادا می‌کنم.

*می توان گفت که رقابت‌های قهرمانی آسیا در سال 2013 اوج و فرود عملکرد بچیروویچ برای ایران بود؟

بله. به نظرم از کار کردن در بسکتبال ایران خسته شده بود. حاشیه زیاد بود. مربی مهرام که شد حواشی‌اش زیادتر شد. مربی سال گذشته باشگاه یک جورایی برایش حاشیه ساخت. یک مربی دیگر هم درباره حواشی که برایش ایجاد شد گفته بود. حاشیه‌هایی تیم داشت و تاثیرگذار بود. اشتباه بود که مربی لیگ برتری شد. با حاشیه و تلخی کارش را ا‌دا‌مه‌ داد. انگار بازیکنان و ایران را دوست نداشت. دل چرکین شده بود. برای من هم اتفاق افتاد. آن باشگاه برای من زحمت کشید و خیلی برایم خوب بود. از نظر مالی برایم خوب بود، اما آخرش یک اتفاق افتاد و دل چرکین شدم. حق من نبود آن رفتار با من انجام شود. من دینم را ادا کرده بودم و باشگاه باید به تعهدش عمل می‌کرد که نکرد. بچیروویچ هم حاشیه‌ها را دید و گوش‌هایش تیز شد. به سمت تجارت در بسکتبال رفت. بالاخره آنها حر‌فه‌ای هستند و می دانستند شرایط چطور است. حاشیه‌ها زیاد شد و به تیم ‌ملی هم منتقل شد. او به فکر یک درآمد در کنار تیمش هم افتاد و آن دلال‌ها را به اردوهای تیم ‌می آورد. در ترکیه و اسلوونی دو دلال در تمرین‌های ما حضور داشتند. البته این همیشه بد نیست. اتفاق خوبی است. بازیکن جوان ما به اروپا برود و رشد کند اتفاق خوبی است. خود من موافق هستم و تشویق می‌کنم. اما قضیه آنجا چیز دیگری بود. من آن زمان سکوت کردم و چیزی نگفتم.

*درباره این موضوع دلال‌ها مربی تیم ملی گفته که چون حامد حدادی در آن زمان قراردادی نداشت و نگران بود بچیروویچ سعی کرد با این حرکت به او انگیزه بدهد.

این خبر حتما درست است چون آقای شاهین طبع را قبول دارم و می‌دانم درست گفته، اما فدراسیون بسکتبال از این اتفاق‌ها خبر داشت؟ مشحون می دانست بچیروویچ این کارها را می‌کند؟ این که مربی ایجنت بیاورد درست نیست. حامد حدادی، بازیکن خاصی است و همه جای دنیا او را می‌خواهند. از خدای من است که ملی‌پوشان ما لژیونر شوند. برای بسکتبال ایران بهتر است، اما آیا فدراسیون بسکتبال از فعالیت‌های بچیروویچ خبر داشت؟ سوال دیگر این بود که چرا بعدش تغییر موضع داد؟ از طرف دیگر با این کارش تفرقه ایجاد کرد. بازیکنان جوان می گفتند چرا برای حامد این کار را می‌کند و برای دیگران نمی‌کند؟ در روحیه تیم تاثیر گذاشت. حدادی NBA باشد یا ایران برای من که فرق ندارد و من از موفقیتش خوشحالم. با معرفت است و به حضورش در تیم ‌ملی افتخار می‌کنم. نگاه من بردن و قهرمانی تیم ‌ملی است. به حواشی کار ندارم، اما سرمربی تیم ‌ملی نباید این کارها را انجام می داد تا تیم چند دسته شود. بازیکن جوان با دیدن این رفتارها ذهنیت پیدا کرده و گفته چرا در لحظه حساس یک بازی جا‌م جها‌نی بچیروویچ گفته حامد حدادی سه امتیازی بزند. ایران این همه شوت زن دارد و چرا حدادی بزند؟ خب من به عنوان گارد راس و برنامه چین تیم می‌فهمم که این تصمیم یک سیستم بوده چون همه حواس‌ها در آن لحظه متوجه شوت زن‌ها است و کسی حواسش به حدادی به عنوان پست پنج نیست. آن تصمیم درست بود، اما بازیکنی که علیه سرمربی ذهنیت دارد این موضوع را متوجه نمی‌شود. آن ذهنیت که بچیروویچ برای بازیکنان ساخته بود باعث شد آن حوادث ایجاد شود و ملی‌پوشان علیه سرمربی حرف بزنند. خب جمع کردن این موضوع سخت نیست؟

*عملکرد تیم در جام جهانی را چطور دیدی؟

مهدی کامرانی در لیگ چین

به نظر من جام جهانی برای تیم ما خیلی خوب بود. ما در جا‌م جها‌نی قبل هم بودیم و آنجا هیچ کاری نکردیم. مبهوت بودیم. کسی باور نمی کرد در جام جهانی هستیم و فقط در ترکیه دست می‌زدیم، اما در سال 2014 لیاقت خودمان را نشان دادیم. قبلا رقابت با بزرگ‌ها برایمان آرزو بود، اما در اسپانیا خیلی نزدیک بودیم. برابر فرانسه و صربستان که خیلی خوب بودیم و از نظر شخصی هم واقعا لذت می بردیم. از بازی خودمان لذت بردیم. در جا‌م جها‌نی 2010 بازیکن حریف روی سر من اسلم دانک کرد و من آنقدر مبهوت بودم برایش دست زدم. اصلا حواسم نبود اما در اسپانیا خودمان را نشان دادیم.

در اسپانیا خیلی حر‌فه‌ای بازی می کردیم. حریفان را اسیر کرده بودیم. مربی‌های حریف برای ما برنامه داشتند و همین ارزشمند بود. واقعا نزدیک شده بودیم. با برزیل یک بازی دوستانه داشتیم و با 30 امتیاز مغلوب شدیم، اما در جا‌م جها‌نی با هشت امتیاز شکست خوردیم. اول بازی برایشان دردسر ساختیم. این نشان می‌دهد که رشد کرده‌ایم و با انگیزه بودیم. یک مقدار شانس داشتیم و گروه‌مان بهتر می‌شد یا گروه کشورهای آسیایی دیگر را داشتیم شانس صعود به مرحله بعدی را داشتیم. فضا خوب بود و مناسب عمل کردیم، اما نگه داشتن آن فضا مهم بود تا بعد از جا‌م جها‌نی هم خوب بمانیم که این اتفاق نیفتاد.

*در جام جهانی دست تنها بودی و اگر یک گارد راس دیگر داشتیم نتیجه بهتری کسب نمی‌کردیم؟

نه.اندازه بسکتبال ما همان بود. ما اگر می‌خواهیم تاثیر بیشتری داشته باشیم باید یک بازیکن برای کمک به حدادی بسازیم. پست یک و دو مهم است، اما پست پنج خیلی مهم‌تر‌ است. باید بازیکنی داشته باشیم که وقتی حدادی خسته شد وارد زمین شود. پست یک هم خیلی مهم است، اما دیدیم بهنام یخچالی هم توانست این کار را انجام دهد. به نظرم تیم ‌ملی یک پست پنج خوب برای کمک به حدادی و در اندازه او می‌خواهد.

نکته دیگر این که تفکر خوب به بازیکنان منتقل نمی‌شود. باید بازیکن بداند که وقتی وارد زمین می‌شود فقط نباید گل بزند. باید دفاع کند، پاس بدهد. می دانیم همه گل زن هستند، اما در آن لحظه بازیکن باید به سمتی هدایت شود ک در خدمت تیم باشد. این مدیریت را بچیروویچ در جا‌م جها‌نی نداشت. در فیلیپین چون می خواست خودش را نشان دهد تا بازیکن اشتباه می‌کرد تعویض می‌شد. اما در جا‌م جها‌نی نه. بعد تا یک مدت می‌تواند این کار را (تعویض بازیکن) بکند. بعد از یک مدت دیگر بازیکنان دوست نداشتند با بچیروویچ حرف بزنند. آنقدر که توهین می‌کرد. من روز اول به او گفتم که اگر قرار باشد توهینی کند من نیستم. با زبان اسلوونیایی هم اگر توهین می‌کرد می فهمیم. من گفتم که اگر توهین کند می روم که خدا را شکر این اتفاق نیفتاد. توهین می‌کرد و به خصوص با بازیکنان بلند قد کلمات ناپسندی به کار می‌برد. بچیروویچ نتوانست مدیریت کند.

*قبول داری بعد از رقابت‌های قهرمانی آسیا بازیکنان هم عوض شدند. مثلا یک بازیکن در فیلیپین خیلی اهل کار تیمی بود و نمی‌خواست همه کاره باشد و فقط گل بزند اما به یکباره تغییر کرد و در جام جهانی عوض شد.

بعد جا‌م جها‌نی کارهای مربی روی بازیکن تاثیر گذاشت و نتیجه‌ کار را در کره دیدیم.

*بعد از اینچئون گفته شد صمد در فیلیپین خیلی در خدمت تیم بود و وقتی دید در بین بهترین‌ها نیست تصمیم گرفت انفرادی کار کند تا کارش بیشتر دیده شود.

در بهترین نبودن صمد هم هاکوپ تاثیرگذار بود، اما در کره کارهایی که بچیروویچ کرده بود بر کار بازیکنان تاثیر گذاشته بود. اتفاق‌های جا‌م جها‌نی ادامه دار شد و در اینچئون باختیم.

‌*بازی با قزاقستان اولین تلنگر بود.

بهترین والیبالیست‌ دنیا چقدر دستمزد می‌گیرد؟ اما بهترین بسکتبالیست دنیا فقط 260 میلیون دلار قرارداد با اسپانسرش دارد. لبرون جیمز، سومین ورزشکار پر درآمد جهان است. اصلا در بین پردرآمدترین‌ها والیبالیستی وجود ندارد. خب من نمی‌خواهم خدشه‌ای به والیبال وارد کنم و هدفم این بود که نباید مقایسه کنیم. اصلا نباید این دو رشته با هم مقایسه شوند. یک نکته دیگر این است که والیبال در کشور ما سهل الوصول است. با یک تور و توپ والیبال انجام می‌شود و هر کسی می‌تواند یک پنجه بزند. یعنی جامعه آماری در اختیار والیبال زیاد است، اما برای بسکتبال امکانات اولیه خاصی نیاز است و به همین دلیل توجه به والیبال بیشتر می‌شود

آنها خیالشان راحت بود و هر کاری خواستند کردند. می دانستند حامد حدادی از زیر سبد بیرون نمی‌آید و فقط سه امتیازی می زدند. مثل همان بازی با اردن. هر چه زدند می رفت. برای قزاقستان مهم نبود و آنها می دانستند می‌بازند اما تا توپ به بازیکنانشان می رسید شوت می زدند. خب اقدام بالا باشد امتیاز هم به دست می‌آید. بسکتبال روی روند طبیعی نبود و آن اتفاق برابر قزاقستان افتاد اما در بازی با کره بچیروویچ خواست اتفاقات جا‌م جها‌نی را جبران و دل بازیکنی را به دست بیاورد. می خواست دل صمد نیکخواه بهرامی را به دست بیاورد. همه می دانیم گل زن بسکتبال ایران کیست و نیازی نیست که به او باج یا پوئن بدهید. چین و کره آنالیز خوبی دارند. به خوبی ما را می‌شناسند. پس وقتی درست کار نکنیم می بازیم. بچیروویچ هم خوب کار نکرد و هم دستش رو شده بود. چیز جدیدی نداشت که بخواهد رو کند. در کنار اینها که حالا توپ خیلی بد بود و نمی‌شد با آن بازی کرد این مشکلات هم وجود داشت.

بچیروویچ خواست جبران کند و به صمد نیکخواه بهرامی پوئن بدهد و از برنامه خودش دور شد و باختیم. احساس من این است چون به عنوان گارد راس خیلی سریع می‌فهمم. شاید خود صمد هم نمی دانست این اتفاق می‌افتد. بچیروویچ می خواست دل صمد را بعد از آن اتفاق‌های قبل از جام جهانی به دست بیاورد. شاید هم دیده بود نتوانسته آن بازیکن را به تیمی بفرستد و حالا می خواست روی صمد بر‌نامه‌ریزی کند. همین مساله باعث خرابکاری‌ها می‌شد. صمد به عنوان کاپیتان تیم آنچه مسوولیتش بود را انجام می‌داد. سرمربی از او یک چیزی می‌خواست و صمد به عنوان بازیکن آن را انجام می‌داد اما خواسته‌های بچیروویچ درست نبود. به همین دلیل است که می‌گویم شاید صمد اصلا در جریان تفکرات بچیروویچ نبوده اما احساسم این بود که سرمربی تیم این اهداف را داشته‌است. بچیروویچ از حالت حر‌فه‌ای خارج شده بود. همه می دانستند در آن لحظه حساس بچیروویچ توپ را به صمد می‌دهد و دیدیم چند نفری ریختند روی سر او و توپ را گرفتند. آنقدر که به فکر به دست آوردن دل صمد بود برنامه‌ای نداشت و خرابکاری کرد. شاید یک نفر دیگر آن توپ را شوت می‌کرد گل می‌شد چون آنها حواس‌شان به بازیکن دیگر نبود. بچیروویچ قدرت حمله من را هم گرفته بود. می‌گفت توپ را بده به این و آن. خب این کارها در بسکتبال درست نیست و نتیجه اش باخت است.

*قبول داری اگر آن توپ را به صمد هم نمی‌داد و می‌باختیم بازهم از او انتقاد می‌شد که چرا توپ را به صمد نداده است.

بله. این قضیه هم هست. درست می گویید اما آنقدر باید مربی خوبی باشی، مدیریت داشته باشی، حاشیه برای خودت و تیم ‌ملی ایجاد نکنی تا این اتفاق‌ها نیفتد. حواشی زیاد شده بود و دستش هم رو شده بود. الان هم بیاید همان روش را خواهد داشت. دستش کاملا رو شده بود. نظم او به بسکتبال کمک کرد، اما روش خودش را هم نتوانست ادامه دهد. با خود من برخورد زیادی داشت، اما همیشه به او می گفتم به عنوان گارد راس خیلی می‌توانم کمکش کنم که کردم اما اصلا نتوانست روشش را ادامه بدهد.

* رابطه‌ات با بچیروویچ در ابتدا خیلی بد بود. چرا؟

جو بدی علیه من ساخته بودند. تمام مدت با من می جنگید که مثلا به من انگیزه بدهد. به او می گفتم من دست راست تو هستم چرا این کارها را می کنی؟ البته در ابتدا برخی جو سازی‌ها باعث شده بود علیه من ذهنیت داشته باشد. یکی از افراد مربی بود. اسم هم نمی آورم چه کسی بود. نفر دیگر هم در فدراسیون بود. تمام مدت کار می‌کرد‌ند که به قول خودشان به ملی‌پوشان انگیزه بدهند. تمام این کارها برای انگیزه بود اما روش درستی نبود. آنها که پشت سر من حرف زدند بیاند و پاسخ دهند. مهدی بهترین بازیکن در فیلیپین بود اما این همه جو سازی علیه من کردند. این کار را برای دیگران نکنند شاید یک بازیکن جوان سرشکسته شود و برود.

*قبل از بازی های آسیایی خیلی‌ها اعتقاد داشتند که تیم ملی شادابی و وضعیت خوب رقابت‌های قهرمانی آسیای فیلیپین را نداشت.

شنیدم که می گفتند و همیشه هم بوده اما به نظرم این فرهنگ ایجاد شود که همیشه از تیم ‌ملی حمایت شود. تیمی با عنوان نماینده کشور خارج می‌شود حمایت شود. عدم حمایت روی کار تاثیر می‌گذارد. بالاخره این حرف‌ها روی روحیه تاثیر می‌گذارد. در فو‌تبا‌ل ببنید قبل رفتن تیم ‌ملی به تورنمنت، رسانه‌ها آشتی ملی ایجاد می‌کند تا مردم از تیم ‌ملی حمایت کنند. این باید برای همه تیم‌ها باشد.

*نسل کنونی بازیکنان را چطور می‌بینی؟

می‌توانم نام ببرم؛ بهنام یخچالی و سجاد مشایخی را می بینیم، فکر می‌کنم خودم در جوانی هستم. شوق و انگیزه دارند و با غیرت کار می‌کنند. این را در این دو جوان می بینم و لذت می برم.

*بعد از اینچئون و برای نخستین بار لژیونر شدی. اصلی‌ترین نکته‌ای که در لیگ چین دیدی چه بود؟

مهدی کامرانی در ایسنا

ما بعد از هر رقابت رها می‌شویم اما در چین این اتفاق نمی‌افتد. بسکتبال ما تا یک مقطع است. ان‌شا‌ء‌الله می رویم سهمیه می گیریم و بعد تا یک ماه قبل المپیک ریو رها می شویم. وضعیت ما به گونه‌ای است که اگر تیم قهرمان شود مهدی کامرانی عزت دارد، اما اگر قهرمان نشویم همه نقد می‌کنند و می‌گویند خداحافظ. همه این نگاه را دارند. قهرمان نشویم می‌گویند حدادی تو هم باید بروی. مشکل ما این است که کسی حواسش به ما نیست. این همه برای ما هزینه شده، اما کسی به فکر استفاده مناسب نیست. باشگاه چینی من را جذب کرده و از من استفاده می‌کند. مربی تیم به من می‌گوید با دو گارد راس جوان تیم کار کن و آنها را آموزش بده. سیستم و کمک از من می خواست. مربی به طور کامل من را تخلیه می‌کرد. پول را حلال می‌کردند. زمانی که وارد چین شدم آنقدر خبرنگار و عکاس بود که فکر کردم پشت سرم یک فو‌تبا‌لیست حضور دارد، اما این طور نبود. آنها برای بازیکنان احترام قائل هستند اما ما ستاره‌هایمان را رها می‌کنیم.

همه می‌گویند جوانگرایی می‌کنند، اما اولین نفری که از جوانگرایی صحبت کرد من بودم چون خودم از 18 سالگی در تیم ‌ملی بودم و سعید ارمغانی شجاعت کرد و به من بازی داد. من تزریق جوانان به تیم را درک کردم. آن موقع خیلی انتقاد کردند اما من می دانم باید جوان‌ها وارد تیم شوند. باید جوانگرایی شود. چرا عرفان نساج‌پور به جا‌م جها‌نی برود؟ او بازیکن خوبی است اما باید از جوانان و نو‌جو‌ا‌نان وارد تیم کنند. باید الان یک نسل کنار نسل طلایی باشند تا یاد بگیرند. بازیکن 16، 17 ساله مثل بهنام که مثال خوبی است به درد تیم ‌ملی می خورد. از همین سن هم وارد تیم ‌ملی شد. باید چنین بازیکنان با استعدادی پیدا و به تیم تزریق شوند. باید نو‌جو‌ا‌نان و جوانان بیایند در کنار این بزرگان یاد بگیرند.

بازیکن 26 و 27 ساله به درد تیم ‌ملی نمی خورد. 16 ، 17 ساله ها باید وارد تیم ‌ملی شوند. با تجربه‌ها بمانند، حفظ شوند و این بازیکنان 16 ، 17 ساله هم وارد شوند و یاد بگیرند. الان کدام بازیکن جوانان در لیگ‌ برتر بازی کرده؟ فقط بازیکنان هفت الماس بودند که آنها هم شرایط خوبی در لیگ نداشتند. بقیه کجا هستند؟ آن جوانان مستعد مهرام کجا هستند؟ نوید رضایی فر یک ثانیه هم بازی نکرد. او باید بیاید در تیم ‌ملی بز‌ر‌گسالان نه یک بازیکن 27 ساله. فوقش هم نتیجه‌ نگیریم در یک دوره چه اتفاقی می‌افتد؟ ما در پست پنج بازیکن کم داریم، چرا یوسف وند را وارد تیم بز‌ر‌گسالان نکنیم. باید این مستعدها را کنار هم جمع کنیم. آیا اشتباه است؟ بازیکن 26 و 27 ساله به چه درد می خورد؟ اگر به این موارد توجه نکنیم واقعا ضربه می خوریم. من دیدم که در چین چطور بازیکن جوان را وارد میدان می‌کنند. دل مهدی کامرانی می سوزد و به نظرم باید این اتفاق ها بیافتد. جایگاه ما در جهان و المپیک می‌تواند بهتر باشد. درست است که بسکتبال سخت است، اما می‌توانیم گام به گام بالا برویم. بازیکنان مستعد بیایند در تیم ‌ملی و در لیگ بازی کنند، چرا اجازه می دهیم بازیکن جوان قرارداد چند ساله ببندد؟ وقتی بازیکن قرارداد دو ساله دارد و نمی‌تواند جای دیگر برود تلاش نمی‌کند تا خودش را نشان دهد و سال بعد به جای بهتر برود. من هفت سال در یک تیم بودم و فقط قهرمان شدم. انگیزه‌ام زیاد بود. آیا بازیکنی مثل صمد نیکخواه بهرامی داریم که فقط قهرمانی بخواهد؟ نه. انگیزه بازیکنان کم شده‌است. خب ما باید روی جوانان کار کنیم تا با انگیزه شوند نه این که محدودشان کنیم. اکنون من برای المپیکی شدن خیلی انگیزه دارم و واقعا از حضور در المپیک لذت می‌برم. در چین هم بودم برای بالا رفتن تیم تلاش می‌کردم. در چین آنقدر بازیکنان بزرگ جذب می‌شوند و کنارشان جوانان به تیم‌ها تزریق می‌شوند که بسکتبال رشد می‌کند.

در ایران اما حق بازیکن خورده می‌شود. با من آن کارها را انجام دادند و جوانان هم که اصلا نیستند. در چین بازیکن را ستاره می‌کنند، بزرگ می‌کنند، از طرف دیگر هم مراقب هستند کج قدم بر ندارد. از هر نظر بازیکن را رشد می‌دهند. به جای زمین زدن آن را ستاره می‌کنند. شما بروید و ببینید برای حامد حدادی در چین چه کار که نمی‌کنند. در ایران چی؟ خدا شاهد است که آنقدر بازیکنان ایرانی را دوست دارند که باور کردنی نیست. بازیکنان آمریکایی به حدادی و صمد نیکخواه بهرامی حسادت می‌کرد‌ند. آنقدر که آنها به ما علاقه دارند، اما در ایران رها می‌شوند. کسی کار به کارمان ندارد. آنها به بازیکن جوان بها می‌دهند تا بزرگ شود، اما یاد می‌دهند به پیشکسوتان و مردم احترام بگذارند. آنها از بازیکن ملی ستاره می‌سازند، چرا که می دانند اگر این بازیکن بزرگ شود در میدان مسابقه برای کشور موفقیت کسب می‌کنند. به نظر من باید در ایران هم این اتفاق‌ها بیفتد.

لیگ آنها آنقدر هیجان دارد. اسپانسرهای خوب، تماشاگران خوب، بلیت فروشی و فعالیت‌های دیگر. بر‌نامه‌ریزی دارند نمی‌خواهند لیگشان فقط برگزار شود. آنها بسکتبالشان از هر نظر رشد کرده است و ما هم باید یک برنامه‌ریزی درست انجام بدهیم و پیش برویم.

*دوست داشتی در NBA باشی؟

یکی از آرزوهایم بود اما خب تازه دارم می فهمم راهش چطور بوده است. ما ارتباطی نداشتیم، نمی دانستیم چطور باید به این مسیر برویم. اگر راه را بلد بودیم شاید می‌توانستیم برویم. به نظرم ارتباط خیلی مهم است و فدراسیون بسکتبال باید ارتباط را زیاد کند. بازیکنان مستعد را به کمپ بفرستد. بهنام به راحتی می‌تواند در اروپا بازی کند و فدراسیون باید رایزنی کند. یک زمانی روزبه خوب کار می‌کرد گفتم برو صربستان تمرین کن و یاد بگیر. از جیب خودمان خرج کنیم اما رشد کنیم. باید ارتباطهای بین‌المللی ما خیلی زیاد شود تا رشد کنیم. متاسفانه ارتباط بسکتبال ایران با دنیا قطع است ارتباط و کرسی بین‌المللی نداریم. هاکوپ چند سال است همه کاره آسیا شده است. بالاخره باید تغییر ایجاد شود. واقعا بسکتبال آسیا افکار جدید می‌خواهد. رییس فیبا آسیا چه کاری انجام می‌دهد؟ باید خون جدید تزریق شود و باید ما وارد میدان شویم. باید ارتباط بگیریم.الان وضعیت بسکتبال آسیا را ببنیید. چرا ما هیچ کرسی بین‌المللی نداریم؟

* در یک بازی لیگ چین مصدوم شدی و حامد حدادی تو را بغل کرد و به بیرون برد. صحنه بسیار جالبی بود.

بله واقعا خاطره خوبی بود. معرفت حامد مثال زدنی است. معرفت او بی نظیر است. آنجا پای من پیچید و هم تیمی ها آمدند اطرافم اما نزدیک نشدند؛ ترسیده بودند. صحنه قشنگی بود و همه دیدند چقدر رفاقت مهم است. همه ما را تشویق می‌کرد‌ند. صحنه بسیار جالب بود. کار جالب و زیبایی بود.

در فیلیپین از همه بهتر تمرین کردم. آمارم خیلی خوب بودم. از همه بهتر بودم. بچیروویچ از من تعریف کرد و گفت بهترین بودم اما به حقم نرسیدم و حقم را پایمال کردند. مصاحبه‌های من علیه هاکوپ خاجیریان نتیجه‌ داد. من از عملکرد دبیر کل کنفدراسیون انتقاد کردم و یک داور ایرانی که با هاکوپ ارتباط داشت تمام اینها را به او منتقل کرد. خودش در آسیا پست گرفت و حق من هم ضایع شد. هاکوپ همه کاره آسیا شده و خودش هر کاری بخواهد انجام می‌دهد

*تا امروز شده به بازیکن یا ورزشکاری غبطه بخوری؟

از نظر بازی بسکتبال بله، اما چیز دیگر نه. مثلا گفتم اگر فو‌تبا‌لیست می شدم در این پست موفق می شدم.

*درباره کلمات زیر حست را بگو.

محمود مشحون: چه سخت (باخنده) برایم پدری کرده است.

صمد نیکخواه بهرامی: چی بگم؟ (با خنده) رفیق 15 ساله

قهرمانی : خواسته همیشه من

پیک و رول: عاشقش هستم

سرطان: وای. این را بگویم برخی هستند با امیدواری با این بیماری مبارزه می‌کنند که واقعا الگو هستند. الگو برای کل جامعه.

*در آخر اگر صحبت خاصی داری.

تشکر می‌کنم از مربیانم. احمد مازیستان، علی مولا، سعید ارمغانی،مهران شاهین طبع . مهران حاتمی ، باشگاه‌های الکترا، صبا باتری، پتروشیمی و حتی مهرام که برای من زحمت کشیدند تا مهدی کامرانی به این جایگاه برسد. تنها امیدوارم فدراسیون در فصل آینده کاری کند که باشگاه‌ها از افراد بسکتبالی به عنوان سرپرست‌ها استفاده کند که بتوانند بازیکنان را هدایت کنند نه این که به قهرمان ملی ضربه بزنند.

گفت و گو از عنایت حسینیان خبرنگار ایسنا

انتها‌ی‌ پیا‌م

ديدگاهي بنويسيد - (ایمیل معتبر وارد کنید تا پاسخ آن را به ایمیلتان بفرستیم.)

پاسخ این سوال را در کادر روبرو بنویسید: