قزوین |سایت قزوین|سایت استان قزوین| سایت اخبار قزوین| Qazvin

    سایت اخبار استان قزوین ( آخرین اخبار قزوین دانشگاه آزاد قزوین آزمون استخدام تبلیغات سایت آزمون ارشد دکتری اخبار امروز قزوین تاکستان بوئین زهرا )
  • سایت قزوین | سایت استان قزوین | دانشگاه آزاد قزوین | سایت اخبار قزوین
اخبار قزوین اخبار قزوین
  • سایت استان قزوین qazvin.us
  • اخبار شهرهای استان قزوین سایت استانداری استان قزوین شهرداری سایت دانشگاه قزوین مخابرات استان قزوین شهرستان تاکستان سیاسی اجتماعی سایت قزوین
سایت دانشگاه آزاد قزوین
  • سایت قزوین هواشناسی قزوین امروز سایت دانشگاه آزاد قزوین  دانشگاه تاکستان شهرستان قزوین مخابرات استان قزوین نیازمندی های استان قزوین جمعیت استان قزوین  آوج
  • شبکه استان قزوین
  • شبکه قزوین اخبار قزوین الوند  سایت دادگستری قزوین بهزیستی استان قزوین روستاهای استان قزوین بویین زهرا
تبلیغات قزوین | تبلیغات اینترنتی قزوین | آگهی قزوین | نیازمندیهای قزوین | سایت قزوین قزوین دات یو اس akhbar qazvin | site akhbar ostan qazvin
آزمون دکتری آزاد آزمون دکتری دانشگاه آزاد نتایج دکتری منابع دکتری آزمون دکتری 93 ثبت نام دکتری آزمون دکتری آزاد آزمون دکتری 93 اخبار دکتری کارشناسی ارشد آزاد 93
منابع آزمون دکتری 93 منابع دکتری و کارشناسی ارشد - سایت دکتری - سایت آزمون دکتری
اخبار استان قزوینخبرگزاری ایسنا استان قزوینخط شکنان «عملیات کربلای 4 »به روایت شاهد عینی
منابع کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد و سراسری | آزمون ارشد 93 کشاورزی | اخبار کشاورزی | باغبانی | درختان میوه | جهاد کشاورزی | نظام مهندسی کشاورزی طراحی سایت | ثبت دامنه | ثبت دامین | خرید هاست علوم پزشکی | دانشگاه علوم پزشکی | آزمون علوم پزشکی | سایت علوم پزشکی | سنجش پزشکی
حفاری افقی استان قزوین - حفاری قزوین - حفاری اتوبان - حفاری زیر جاده

خط شکنان «عملیات کربلای 4 »به روایت شاهد عینی

زمان دریافت خبر : سه شنبه ۱۹ام خرداد ۱۳۹۴

یکی از غواصان عملیات کربلای 4 به چند نکته درباره نحوه آماده‌سازی غواصان و خط شکنان این عملیات و تشریح آنچه که در شب عملیات گذشت، پرداخت.

به گزارش خبرنگار سرویس «فرهنگ‌حماسه» ایسنا، کافی، از تخریب‌چیان دوران جنگ‌تحمیلی و از غواصان حاضر در عملیات کربلای 4 می‌گوید: پیش از آنکه بخواهم به بیان خاطره بپردازم از شما می‌پرسم که چرا شهدا در این برهه از زمان سر درآورده‌اند؟ اکنون آمده‌اند که به ما چه بگویند؟ بدون شک آن‌ها آمده‌اند بگویند که ما رفتیم و حالا نوبت شماست که مبادا با حرف، قلم و قدم‌تان زحمت‌های ما را هدر بدهید.

من 14 ساله بودم که سال 1361 به جبهه رفتم و از رزمندگان تیپ 21 امام رضا (ع) شدم. آن زمان شعار سپاه و بسیج بر انعطاف‌پذیری بود؛ یعنی ما باید همه شرایط را بپذیریم و در کوه، دشت و دریا آمادگی رزم با دشمن را داشته باشیم. من می‌خواهم یک شب از تمرین غواصان برای عملیات کربلای را بگویم.

یادم می‌آید که سال 65 من از جمله رزمندگانی بودم که به عنوان غواص باید در عملیات کربلای 4 شرکت می‌کردم. ما از مهرماه تا دی‌ماه به مدت سه ماه آموزش‌های لازم را گذراندیم.آن زمان زمستان بود. نخستین مسئله‌ای که باید به آن توجه کنیم این است که لباس غواصی اگر خیس نباشد به تن غواص نمی‌رود. هنگامی که ما این لباس‌ها را به تن می‌کردیم بسیار دشوار بود چرا که خوزستان زمستان بسیار سردی دارد. یک شب من هنگامی که لباس غواصی‌ام را دست زدم از سرما انگشتم به لباس چسبید.

ما رزمندگان غواص برای اینکه دشمن به تحرکات ما شک نکند شب‌ها ساعت دو و نیم برای تمرین می‌رفتیم. آن زمان اوج سرما بود. رودخانه کارون 150 متر عرض داشت و سرعت آب نیز به 60 کیلومتر در ساعت می‌رسید. موانعی زیر رودخانه قرار داده بودند و سرعت آب باعث می‌شد که گردآب‌های بزرگی ایجاد شود. یادم می‌آید در این تمرین‌ها دو برادر یکی 14 و دیگری 17 ساله همراه ما بودند. فامیلی‌ آن‌ها محمدزاده بود. روزی به ما گفتند که باید به تمرین برویم. با قایق رفتیم. در حال برگشتن به آب بودیم که ناگهان ستون به هم ریخت و دو تن از غواصان در حین آموزش زیر آب رفتند و به شهادت رسیدند. یکی از این شهدا برادر کوچک بود. هنگامی که به مقر بازگشتیم برادر بزرگتر آمد و سراغ برادرش را گرفت و پرسید: داداشم کو؟ یکی از بچه‌ها گفت: شهید شد. آن زمان تنها عکس‌العمل برادر بزرگ این بود که گفت: خوش بحالش با اینکه از من کوچکتر بود در شهادت از من جلو زد.

اما خداوند مزد این برادر بزرگتر را هم سال 66 در منطقه ماووت داد و به شهادت رسید. موضوع دیگری که باید بگویم این بود که هنگامی که به آب می‌زدیم از مچ پا تا گردن احساس می‌کردیم دیگر چیزی وجود ندارد و انگار که بدن‌هایمان قطع شده است. صدای تق‌تق دندان بچه‌ها به خاطر شدت سرما به گوش می‌رسید. گاهی باید هفت کیلومتر مخالف جریان آب شنا می‌کردیم. ما سه ما این سختی‌ها را تحمل کردیم تا شب عملیات کربلای 4.

در شب عملیات ما در پاساژ خرمشهر مستقر بودیم و آخرین نماز مغرب و عشاء را می‌خواندیم. در قنوت دست و دل بچه‌ها تاب نیاورد. یادم می‌آید آن زمان اسماعیل قائمی یکی از همرزمان‌مان برای خداحافظی آمد. پس از آن یکی از بچه‌ها داد زد که فانوس‌ها را پایین بکشید تا هر کس که می‌خواهد برود. یکی دیگر از بچه‌ها گفت: مگر ما اهل کوفه هستیم که بخواهیم برویم، ما بودیم و دیدیم این آمادگی بچه‌ها را.

در شب عملیات 120 نفر در دو ستون به دل آب زدیم. در این بین فقط سه نفر سرشان از آب بیرون بود. یکی محمد رضایی از رزمندگان اطلاعات، دیگری من و سومین نفر هم محمدرضا رجب از بچه‌های سبزوار بود. قرار بود تا از جزایر ماهی بگذریم و هفت کیلومتر داخل خاک عراق بشویم. خوشبختانه «مدِ» آب به قدری شدید بود که تا نوک جزیره ماهی فین (کفش غواصی) نزدیم. تا آنجا هیچ خبری از دشمن نبود اما به محض اینکه به جزیره رسیدیم هواپیمای عراقی آمد و فیلر (نوعی منور که همچون پروژکتور به مدت طولانی محیط را روشن می‌کند) زد و در آن لحظه آب نقش آیینه را ایفا کرد.

ضدهوایی‌های چهارلول عراقی(سلاح مخصوص انهدام هواپیما) به کار افتادند. دشمن در راستای سطح آب رودخانه به وسیله همین جنگ‌افزار تیر تراش می‌زد. عراقی‌ها تیرهای رسام به سمت غواصان شلیک می‌کردند؛ یعنی غواص از لحظه‌ای که گلوله از دهانه تفنگ شلیک می‌شود تا پایان آن که به کسی اصابت می‌کرد را می‌دید. در آن شرایط به دلیل حجم بسیار زیاد آتش دشمن آب حالتی مانند قُل‌قُل سماور گرفت. باید بگویم دشمن با هر جنگ‌افزاری که می‌توانست از موقعیت‌های جزایر ام‌الرصاص، ماهی و بواریَن ما را هدف گرفته بود.

ضدهوایی‌های چهارلول عراقی(سلاح مخصوص انهدام هواپیما) به کار افتادند. دشمن در راستای سطح آب رودخانه به وسیله همین جنگ‌افزار تیر تراش می‌زد. عراقی‌ها تیرهای رسام به سمت غواصان شلیک می‌کردند؛ یعنی غواص از لحظه‌ای که گلوله از دهانه تفنگ شلیک می‌شود تا پایان آن که به کسی اصابت می‌کرد را می‌دید. در آن شرایط به دلیل حجم بسیار زیاد آتش دشمن آب حالتی مانند قُل‌قُل سماور گرفت. باید بگویم دشمن با هر جنگ‌افزاری که می‌توانست از موقعیت‌های جزایر ام‌الرصاص، ماهی و بواریَن ما را هدف گرفته بود.

من که این صحنه ترسناک را دیدم،ترسیدم. از خدا خواستم که خدایا اگر می‌شود شهید نشوم. خدا خواسته من را اجابت کرد و در آن شرایط از آن دسته 120 نفره غواصان، 11 نفر توانستیم خودمان را کنار بکشیم. دو نفرمان در همان موقع شهید شدند. یک نفر در میان راه به شهادت رسید. هشت نفر ماندیم و هشت شبانه‌روز در آن منطقه در دل عراقی‌ها حضور داشتیم و بعد از آن در دو گروه به عقب بازگشتم. شهید رضایی همان شب اسیر شد. برگشت‌مان چهار روز طول کشید.

تصویر روی خبر ارتباطی به این خاطره و غواصان نام برده شده در آن ندارد.

انتهای پیام

  • غواصان کربلای 4

ديدگاهي بنويسيد - (ایمیل معتبر وارد کنید تا پاسخ آن را به ایمیلتان بفرستیم.)

پاسخ این سوال را در کادر روبرو بنویسید: